Meet Vibromera.com — our new international website. Visit Vibromera.com →

درک عدم تعادل شبه استاتیکی

ترازوی قابل حمل و آنالیزور ارتعاش Balanset-1A

سنسور لرزش

سنسور نوری (تاکومتر لیزری)

Balanset-4

پایه مغناطیسی تا وزن ۶۰ کیلوگرم

نوار شبرنگ

تعادل‌ساز دینامیک "Balanset-1A" OEM

نامتعادلی نیمه‌ایستا یک نوع خاص و نسبتاً نادر از نامیزانی دینامیکی. این حالت زمانی رخ می‌دهد که محور اصلی لختی روتور با محور دوران شفت تقاطع پیدا می‌کند، اما نه نه در مرکز ثقل روتور. به زبان ساده، این وضعیتی است که هم عدم تعادل استاتیکی و هم عدم تعادل کوپل را در بر می‌گیرد عدم تعادل استاتیک و عدم تعادل زوجین — با این ویژگی خاص که بردارهای نامیزانی استاتیکی و کوپلی در یک صفحه محوری واحد قرار دارند. همین هم‌صفحه بودن است که نام آن و رفتار متمایزش را شکل می‌دهد.

۱. تعریف: عدم تعادل شبه استاتیکی چیست؟

برای تجسم آن، به یاد آورید چه چیزی یک روتور کاملاً متعادل را تعریف می‌کند: محور اصلی اینرسی آن با محور چرخشش هم‌تراز است. انواع مختلف عدم تعادل راه‌های مختلفی را توصیف می‌کنند که این دو محور چگونه می‌توانند از هم جدا شوند. در عدم تعادل شبه‌استاتیکی، این دو محور تقاطع پیدا می‌کنند — آن‌ها یکدیگر را قطع می‌کنند — اما نقطه تقاطع در امتداد شفت نسبت به مرکز جرم جابه‌جا شده است، نه اینکه دقیقاً روی آن قرار گیرد. از نظر هندسی، این یک محور مایل و جابه‌جا شده است که مؤلفه‌های استاتیکی و کوپلی آن در یک صفحه محوری واحد قرار دارند — دقیقاً همین ترکیب هم‌صفحه است که اصلاً باعث تقاطع این دو محور می‌شود.

مانند هر شکل دیگری از نامیزانی دینامیکی، این حالت فقط زمانی می‌تواند به‌طور کامل اندازه‌گیری شود که روتور در حال چرخش باشد. چون کل این وضعیت معادل یک نامیزانی برآیند واحد است که در یک صفحه محوری مشخص اثر می‌کند، یک اصلاح واحد با مقدار صحیح در آن صفحه می‌تواند آن را حذف کند — مشروط بر اینکه آن صفحه در ماشین قابل دسترس باشد؛ در غیر این صورت، این حالت به‌صورت یک کار معمول بالانس دو صفحه‌ای در نظر گرفته می‌شود. یک بررسی کاملاً استاتیکی روی لبه‌های چاقویی نمی‌تواند آن را آشکار کند، زیرا مؤلفه کوپلی فقط هنگام دوران نیرو تولید می‌کند.

۲. ارتباط با سایر انواع عدم تعادل

قرار دادن عدم تعادل نیمه‌ایستا در کنار سه دسته استاندارد کمک‌کننده است:

  • عدم تعادل استاتیک: صرفاً جابه‌جایی مرکز جرم از محور شفت است. این نیرو نیروهای گریز از مرکز را تولید می‌کند که در فاز در دو بلبرینگ.
  • عدم تعادل کوپل: کاملاً یک “لرزش” است، با نقاط سنگین برابر در دو انتها و دو طرف مقابل. این نیروهایی را تولید می‌کند که ۱۸۰ درجه خارج از فاز روی یاتاقان‌ها.
  • عدم تعادل دینامیکی: مورد کلی — ترکیبی از عدم توازن استاتیک و گشتاوری در هر زاویه فاز دلخواه نسبت به یکدیگر.
  • عدم تعادل شبه استاتیکی: یک حالت ویژه از نامیزانی دینامیکی که در آن بردارهای نامیزانی استاتیکی و کوپلی در یک صفحه محوری واحد قرار دارند، به‌طوری‌که محور اصلی مایل همچنان محور شفت را قطع می‌کند (در نقطه‌ای غیر از مرکز جرم).

به عبارت دیگر، هر روتور نیمه‌ایستا از نظر دینامیکی نامتعادل است، اما تنها یک هم‌افتادگی هندسی خاص شایستهٔ برچسب “نیمه‌ایستا” است.

۳. مثال عملی: روتور کنسولی

مثال کلاسیک در کتاب‌های درسی، یک روتور آویزان است روتور اورهنگ نامتعادلی آن در یک صفحهٔ واحد و دور از مرکز ثقل ماشین قرار دارد. یک پنکهٔ صنعتی بزرگ با مجموعه‌ای از پره‌های سنگین را در نظر بگیرید که در انتهای یک شفت بلند، فراتر از هر دو یاتاقان، نصب شده است.

فرض کنید یک نقطهٔ سنگین واحد روی دیسک فن وجود دارد — یک عدم تعادل خالص و ایستا روی خود دیسک. نحوهٔ رسیدن این نیرو به دو یاتاقان متقارن نیست:

  • یاتاقانی که به فن نزدیک‌تر است نیروی لرزشی بزرگی را احساس می‌کند.
  • یاتاقان دوردست‌تر از فن نیز نیرویی را احساس می‌کند، اما از آنجا که جرم بیش از حد از پشتی‌ها آویزان است، آن نیرو از طریق یک حرکت دورانی حول یاتاقان نزدیک‌تر عمل می‌کند.

نتیجهٔ خالص در یاتاقان‌ها حرکتی پیچیده است که هم مؤلفهٔ لرزشی (استاتیک) و هم مؤلفهٔ نوسانی (کوپل) را در بر می‌گیرد. از آنجا که هر دو از یک نقطهٔ سنگین فیزیکی واحد منشأ می‌گیرند، رابطه‌ای ثابت با یکدیگر دارند — و دقیقاً همین رابطهٔ ثابت است که وضعیت شبه‌استاتیکی را ایجاد می‌کند. به همین دلیل، روتورهای آویزان به‌شدت حساس هستند و تقریباً همیشه به بالانس در دو صفحه نیاز دارند.

۴. اصلاح

از نظر تئوری، نامیزانی شبه‌استاتیکی را می‌توان با یک اصلاح واحد در صفحه محوری مناسب برطرف کرد، زیرا معادل یک نامیزانی برآیند است که در همان صفحه اثر می‌کند. در عمل، آن صفحه دقیق اغلب روی ماشین مونتاژشده قابل دسترس نیست، بنابراین در محل، این حالت درست مانند هر نامیزانی دینامیکی عمومی دیگر اصلاح می‌شود. روند بالانس به این صورت است:

  1. ارتعاش را اندازه بگیرید دامنه و فاز در 1× سرعت کارکرد در دو محل یاتاقان.
  2. جرم‌های اصلاحی لازم را محاسبه کنید وزنه‌های اصلاحی و موقعیت زاویه‌ای آن‌ها را برای دو صفحهٔ اصلاح انتخاب‌شده، معمولاً با استفاده از ضریب تأثیر روش ضریب تأثیر با یک وزن آزمایشی.
  3. وزن‌ها را طوری تنظیم کنید که هم‌زمان اجزای ایستا و گشتاور را خنثی کنند.

در عمل، این یک کار استاندارد متعادل‌سازی دو صفحه‌ای است. یک دستگاه دوکانالهٔ قابل‌حمل مانند Balanset-1A دامنه و فاز را در هر دو یاتاقان اندازه‌گیری می‌کند، ضرایب تأثیر روتور را به دست می‌آورد و جرم و زاویه را برای هر صفحه محاسبه می‌کند — سپس بررسی می‌کند که عدم تعادل باقیمانده با درجهٔ مورد نیاز ISO 21940-11 مطابقت دارد. یک تحلیلگر ممکن است از روی قرائت‌های فاز، این وضعیت را تقریباً ایستا تشخیص دهد، اما اصلاح عملی آن همان روال اثبات‌شدهٔ دو‌صفحه‌ای است که برای هر عدم‌تعادل دینامیکی به کار می‌رود.

۵. چرا این تمایز اهمیت دارد

اگر روال کار در محل معمولاً همان بالانس دو صفحه‌ای است، پس اصلاً چرا این وضعیت نام‌گذاری می‌شود؟ زیرا تشخیص الگوی شبه‌استاتیکی به درک — کمک می‌کند و حتی می‌تواند روند کار را ساده‌تر کند، زیرا اگر آن صفحه قابل دسترس باشد، یک اصلاح واحد در صفحه محوری صحیح کافی است. رابطه فاز به مهندس نشان می‌دهد که علت فیزیکی محتمل، یک ناحیه سنگین طره‌ای منفرد است نه دو ناحیه مستقل؛ و این امر مشخص می‌کند برای یافتن منبع باید کجا را بررسی کرد: یک پره آسیب‌دیده، تجمع ماده، یا خطای مونتاژ روی دیسک طره‌ای. این بینش بخشی از ارزش گسترده‌تر تفسیر دقیق فاز در دینامیک روتور.


← بازگشت به فهرست اصلی

واتساپ
بالانسنت-۱A · ۱۹۷۵ یورواز مهندس بپرسید