درک باندهای جانبی در تحلیل ارتعاشات

ترازو و آنالیزور ارتعاش قابل حمل بالانسنت-۱A

سنسور لرزش

سنسور نوری (تاکومتر لیزری)

بالانس-۴

پایه مغناطیسی تا وزن ۶۰ کیلوگرم

نوار شبرنگ

تعادل‌ساز دینامیک "Balanset-1A" OEM

باندهای کناری قله‌های فرکانس کوچکی هستند که در یک طیف FFT در فواصل برابر در دو طرف یک قله مرکزی بزرگتر به نام فرکانس حاملظاهر می‌شوند. حضور آنها علامت قطعی از مدولاسیون است — وضعیتی که در آن یک سیگنال بر روی سیگنال دیگری «منتقل» می‌شود — و فاصله بین پهلوی‌بندها برابر فرکانس سیگنال مدوله‌کننده است. از آنجا که این فاصله مستقیماً به عنصر چرخان مسئول اشاره می‌کند، پهلوی‌بندها از جمله قوی‌ترین و قطعی‌ترین الگوهای تشخیصی در تحلیل ارتعاشاتهستند، به ویژه برای gearbox and بلبرینگ تشخیص ایراد.

۱. پهلوی‌بندها چیست: مدولاسیون در طیف

مدولاسیون (تغییر دامنه) یک ایده آشنا در رادیو است و مکانیسم در جعبه دنده یکسان است. یک تن مستمر با فرکانس بالا (حامل) دامنه آن توسط یک رویداد تکراری کند‌تر (مدولاتور) تغییر می‌کند؛ در طیف فرکانسی، این تغییر هالو حامل را تیره نمی‌کند — انرژی را به اوج‌های ماهواره‌ای متقارن تقسیم می‌کند. حامل خود معمولاً یک لرزش اجباری توسط کار نرمال تولید می‌شود، درحالی‌که مدولاتور ریتم یک‌بار در هر دور یک جزء معیوب است. تشخیص این الگو همان چیزی است که یک تشخیص قاطع را از یک حدس جدا می‌کند.

۲. نحوه تولید باند‌های جانبی

باند‌های جانبی هنگامی ایجاد می‌شوند که سیگنال ارتعاش اولیه — حامل — دامنه آن توسط یک سیگنال کندتر دوم تغییر یابد: مدولاتور. نمونه کلاسیک یک دندان دنده معیوب است:

  • The فرکانس مش دنده (GMF) حامل است. این یک فرکانس بالا است که توسط شبکه عادی دندان‌های دنده تولید می‌شود.
  • یک دندان ترک‌خورده تک روی آن دنده یک ضربه یک‌بار در هر دور ایجاد می‌کند. هر بار که دندان معیوب وارد شبکه شود، آن ضربه سیگنال GMF را مدولاسیون می‌کند — دامنه آن را تغییر می‌دهد.
  • The سرعت چرخشی دنده بنابراین فرکانس مدولاتور است.

نتیجه در طیف FFT یک اوج بزرگ در GMF (حامل) است که در دو طرف آن اوج‌های باند‌جانبی کوچک‌تر با فاصله برابر سرعت چرخشی دنده قرار دارند. این الگو نه تنها اثبات می‌کند که یک نقص وجود دارد بلکه آن را در آن دنده خاص مکان‌یابی می‌کند. این رابطه توسط یک فرمول ساده ثبت می‌شود:

فرکانس باند جانبی = فرکانس حامل ± (n × فرکانس مدولاسیون)، جایی که n = ۱، ۲، ۳ …

خانواده اوج‌های بالا و پایین حامل بنابراین یک شانه با فاصله یکسان تشکیل می‌دهد، و شمارش فاصله در هرتز — سپس تبدیل آن به دور در دقیقه — به تحلیل‌کننده دقیقاً می‌گوید کدام شفت بدرفتاری می‌کند.

۳. کاربردهای کلیدی در تشخیص خرابی ماشین

تشخیص خرابی جعبه دنده

این کاربرد اصلی برای تحلیل باند جانبی است.

  • نوارهای جانبی اطراف GMF: اگر باند‌های جانبی با فاصله سرعت کاری دنده در اطراف GMF ظاهر شوند، آنها یک نقص در آن دنده را نشان می‌دهند — دندان ترک‌خورده، دندان فرسوده، یا گریز از مرکز.
  • باندهای کناری اطراف هارمونیک‌های GMF: severe faults will often generate sidebands around the 2× and 3× GMF as well, so the comb pattern repeats around each هارمونیک.
  • فراوانی دندان شکاری: در مجموعه‌های دنده پیچیده، باند‌های جانبی خاصی در فرکانس دندان شکار می‌توانند یک نقص را مکان‌یابی کنند که تنها هنگامی رخ می‌دهد که دو دندان خاص روی دنده‌های مختلف وارد تماس شوند.

تشخیص خرابی بلبرینگ رولیکی

باند‌های جانبی برای تأیید نیز بسیار مهم هستند bearing faults، خصوصاً عیوب حلقه داخلی:

  • نقصی روی نژاد داخلی با شفت می‌چرخد، و هنگامی‌که در منطقه بار بلبرینگ حرکت می‌کند، دامنه ضربه‌هایی که تولید می‌کند بالا و پایین می‌رود.
  • این، داخلی‌ترین مسیر اولیه خرابی فرکانس را تحت مدولاسیون دامنه قرار می‌دهد، بی پی اف آی.
  • طیف حاصل، یک پیک در BPFI با نوارهای جانبی در فواصل 1× سرعت چرخشی شافت. مشاهده این الگو یک شاخص اطمینان بسیار بالا برای نشانه‌های ایراد در داخلی‌ترین مسیر است — و یکی از دلایلی است تحلیل پوششی در دمدولاسیون این سیگنال‌ها بسیار موثر است.

تشخیص‌پذیری موتور الکتریکی

مشکلات مربوط به میله‌های روتور در یک موتور القایی AC می‌تواند باعث ایجاد نوارهای جانبی در اطراف پیک سرعت کاری ۱x شود. این نوارهای جانبی در فاصله ... قرار دارند. فرکانس عبور قطب — the فرکانس لغزش موتور ضرب‌در تعداد قطب‌های موتور — و یک امضای کلاسیک میله‌های روتور شکسته.

4. ملاحظات تحلیلی

برای استفاده مؤثر از تحلیل باند جانبی، داده‌های با کیفیت بالا ضروری است:

  • وضوح بالا: یک FFT با وضوح بالا (برای مثال 3200 یا 6400 خط) برای دیدن پیک‌های نوار جانبی به وضوح و اندازه‌گیری دقیق فواصل آنها ضروری است. با وضوح پایین نوارهای جانبی “پخش شده” در کنار پیک حامل قرار می‌گیرند. رابطه بین تعداد خط، دامنه و وضوح را می‌توان با یک محاسبه‌گر وضوح FFT.
  • پرطرفدار: تعداد و دامنه نوارهای جانبی یک شاخص خوب برای شدت خرابی هستند. با بدتر شدن خرابی، نوارهای جانبی بیشتری ظاهر می‌شوند و دامنه آنها افزایش می‌یابد، بنابراین ثبت آنها در طول زمان از طریق تحلیل روند تنزل را رصد می‌کند.
  • زوم FFT: آن زوم اف اف تی تابع یک تجزیه‌کننده به تحلیل‌گر اجازه می‌دهد تا یک محدوده فرکانسی باریک را با وضوح بسیار بالا بزرگ‌نمایی کند تا حضور و فاصله نوارهای جانبی را تأیید کند.

5. خواندن فاصله: از الگو تا تشخیص

قدرت تشخیصی خانواده نوار جانبی در حسابشناسی آن نهفته است. چون فاصله برابر با فرکانس مدولاسیون است، یک تحلیل‌گر می‌تواند به عقب از شانه‌ای به جرم برسد: فاصله در 1× سرعت شافت آن شافت را مؤاخذه می‌کند؛ فاصله در فرکانس عبور قطب مربوط به لغزش وضعیت الکتریکی موتور را مؤاخذه می‌کند؛ فاصله غیر صحیح‌عدد یک جفت دندان خاص را مؤاخذه می‌کند. اندازه‌گیری فرکانس تاغ‌دندان‌ها و ساختار نوار جانبی مورد انتظار آن از قبل — برای نمونه با یک محاسبه‌گر فرکانس درگیری چرخ‌دنده — تحلیل‌گر را قادر می‌سازد که دقیقاً قبل از باز کردن طیف بداند کجا بنگرد.

در میدان این الگوها با یک تحلیل‌کننده طیفی قابل‌حمل‌ شامل از دستگاه به دستگاه ضبط می‌شوند. یک ابزار مثل بالانس-1a طیف ارتعاش را بر روی یک دستگاه در حال کار با وضوح به‌قدر کافی بالا اندازه‌گیری می‌کند تا شانه نوار جانبی را در اطراف فرکانس خرابی تاغ‌دندان‌ها یا مسیر حمل‌کننده حل کند، به طوری که یک مهندس می‌تواند تشخیص را در محل تأیید کند؛ و هنگامی‌که همان بررسی نشان می‌دهد که مشکل غالب ساده است عدم تعادل به‌جای یک ایراد دندان یا مسیر، دستگاه مستقیم به متعادل سازی میدان to correct it.

هنگامی‌که یک تحلیل‌گر یک الگوی نوار جانبی واضح و متقارن در فاصله مورد انتظار پیدا می‌کند، اطمینان تشخیص از “ممکن” به “بسیار احتمال” افزایش می‌یابد — که دقیقاً همان دلیل است که نوارهای جانبی به عنوان یکی از قابل‌اعتماد‌ترین اثرانگشت در میدان تعامل می‌شوند.


← بازگشت به فهرست اصلی

واتساپ