درک فرکانس دندان شکاری

ترازو و آنالیزور ارتعاش قابل حمل بالانسنت-۱A

سنسور لرزش

سنسور نوری (تاکومتر لیزری)

بالانس-۴

پایه مغناطیسی تا وزن ۶۰ کیلوگرم

نوار شبرنگ

تعادل‌ساز دینامیک "Balanset-1A" OEM

فرکانس دندان شکار (HTF — که همچنین به آن فرکانس مرحله مونتاژ یا فرکانس بزرگ‌ترین مشترک ساده گفته می‌شود) یک فرکانس پایین است. لرزش جزئی در یک جفت چرخ‌دنده که نشان‌دهنده سرعت زاویایی است که همان دندانه‌ی منفرد روی چرخ‌دنده‌ی مخروطی دوباره با همان دندانه‌ی منفرد روی چرخ‌دنده تماس پیدا می‌کند. این فاصله با بزرگ‌ترین مخرج مشترک (GCD) دو شمارش دندانه‌ها تعیین می‌شود و در طیف به صورت فاصله‌ی نوارهای کناری در اطراف فرکانس مش دنده (GMF).

HTF از نظر تشخیصی اهمیت دارد زیرا ارتعاشی که با این نرخ منتقل می‌شود، به مشکلات مربوط به دندان‌های منفرد مشخص — یک دندان شکسته، یک فروریزش موضعی یا نصب نامتمرکز — به جای وضعیت کلی مجموعه دنده‌ها. بنابراین تشخیص باندهای جانبی HTF به تحلیلگر کمک می‌کند تا دقیقاً مشخص کند کدام دنده و حتی کدام دندان منشأ نقص است، و آن را به یکی از ابزارهای تیزتر در مجموعه ابزار گسترده‌تر تبدیل می‌کند. عیب گیربکس تشخیص.

۱. تعریف و معنای فیزیکی

وقتی دو چرخ‌دنده با هم می‌چرخند، یک دندان پینیون مشخص در هر دور، یکی پس از دیگری، با سلسله‌ای از دندان‌های چرخ‌دنده درگیر می‌شود. اینکه آیا این دندان پینیون دوباره به اولین دندانی که لمس کرده بازمی‌گردد — و چه زمانی — بستگی به رابطه عددی بین تعداد دندان‌های دو چرخ‌دنده دارد. فرکانس دندان شکار (HTF) صرفاً نرخ آن بازگشت است. HTF پایین به این معناست که یک جفت دندان خاص تنها به‌ندرت با هم برخورد می‌کنند؛ HTF بالا یعنی همان چند جفت دندان بارها و بارها با هم برخورد می‌کنند.

این دو پیامد دارد که در جهت‌های مخالف عمل می‌کنند. برای سایش، ضریب توزیع هارمونیک پایین (HTF پایین) خوب است: آسیب و خطای ساخت در همه دندان‌ها پخش می‌شود. برای تشخیص، همان HTF پایین امضای ارتعاشی یک دندان معیوب را در یک رویداد تمیز و یک‌بار در هر چرخش متمرکز می‌کند که به‌راحتی قابل تشخیص است. درک این عدد به شما امکان می‌دهد هر دو داستان را هم‌زمان بخوانید.

۲. مبنای ریاضی

فرمول

HTF = GCD(N₁, N₂) × دور در دقیقهپینیون / 60

  • N₁ = تعداد دندانه‌های چرخ‌دندهٔ کوچک
  • N₂ = تعداد دندانه‌های چرخ‌دنده
  • GCD = بزرگ‌ترین مشترک مضربی N₁ و N₂

GMF که HTF آن را مدوله می‌کند، خود برابر است با N × سرعت شفت برای هر دنده؛ a محاسبه‌گر فرکانس درگیری چرخ‌دنده GMF و خانوادهٔ باند جانبی آن را به‌طور مستقیم محاسبه می‌کند، در حالی که یک محاسبه‌ی نسبت دنده رابطه سرعت ورودی/خروجی مورد نیاز شما را قبل از اعمال فرمول مدیریت می‌کند.

مثال ۱: یک جفت دندان شکار

  • پینیون: ۲۳ دندانه با سرعت ۱۸۰۰ دور در دقیقه
  • چرخ دنده: ۶۷ دندان
  • GCD(23، 67): ۱ — هر دو عدد اول هستند، بنابراین هیچ عامل مشترکی ندارند.
  • HTF = ۱ × ۱۸۰۰ / ۶۰ = ۳۰ هرتز, ، همانند سرعت شفت پینیون
  • معنی: هر دندانه‌ی چرخ‌دنده‌ی کوچک قبل از تکرار الگو با هر دندانه‌ی چرخ‌دنده‌ی بزرگ درگیر می‌شود.
  • نتیجه: یک ابزار شکار واقعی با توزیع بهینه سایش

مثال ۲: یک جفت غیرشکارچی

  • پینیون: ۲۰ دندانه با سرعت ۱۸۰۰ دور در دقیقه
  • چرخ دنده: ۶۰ دندان
  • GCD(20، 60): 20
  • HTF = 20 × 1800 / 60 = 600 هرتز
  • معنی: همان ۲۰ جفت دنده به طور مکرر درگیر می‌شوند.
  • نتیجه: الگوی سایش متمرکز روی همان دندان‌ها

مثال ۳: یک مورد میانی

  • پینیون: ۱۸ دندانه با سرعت ۳۶۰۰ دور در دقیقه
  • چرخ دنده: ۵۴ دندان
  • GCD(18، 54): 18
  • HTF = 18 × 3600 / 60 = 1080 هرتز
  • الگو: ۱۸ جفت تماس دندانی متمایز تکرار می‌شوند

۳. مجموعه‌های تجهیزات شکارچی در مقابل غیرشکارچی

طراحی دندان شکار (GCD = 1)

زمانی حاصل می‌شود که تعداد دندان‌ها نسبتاً اول باشند (بدون عوامل مشترک):

  • مزایا:
    • هر دندانه پینیون در نهایت با هر دندانه چرخ‌دنده درگیر می‌شود
    • سایش به‌طور یکنواخت در تمام دندان‌ها توزیع شده است.
    • خطاهای تولید به‌جای تقویت، به‌طور میانگین حذف می‌شوند.
    • طول عمر طولانی‌تر دنده.
    • برای اکثر کاربردها ترجیح داده می‌شود.
  • معایب:
    • یک نقص خاص در دندان، ارتعاش را در سرعت شفت ایجاد می‌کند (زیرا HTF = سرعت شفت).
    • ممکن است نیازمند ساخت دقیق‌تری باشد.

طراحی غیرشکار (GCD > 1)

زمانی رخ می‌دهد که اعداد دندان‌ها عوامل مشترک داشته باشند:

  • مزایا:
    • انتخاب ساده‌تر تعداد دندان‌ها.
    • ممکن است امکان استفاده از اندازه‌های استاندارد و آماده تجهیزات را فراهم کند.
  • معایب:
    • همان دندانه‌ها مکرراً در هم می‌تنند (فقط جفت‌های یکتا در GCD وجود دارند).
    • سایش بر روی همان جفت دندان‌ها متمرکز است.
    • خطاهای ساخت در دندان‌های خاص در هر چرخه تکرار می‌شوند.
    • عمر کوتاه‌تر دنده، معمولاً.
    • به‌طور کلی در طراحی باکیفیت جعبه‌دنده اجتناب می‌شود.

۴. اثر انگشت لرزه‌ای

فاصلهٔ باند جانبی به عنوان HTF

HTF به ندرت به صورت یک قلهٔ مستقل و قوی ظاهر می‌شود؛ بلکه به صورت فاصلهٔ باندهای جانبی اطراف فرکانس توری در ... دیده می‌شود. طیف ارتعاش:

  • قله مرکزی: فرکانس درگیری دنده‌ها (GMF).
  • باندهای کناری: GMF ± HTF، GMF ± 2×HTF، GMF ± 3×HTF.
  • تفسیر: نوارهای کناری در فاصله HTF نشان دهنده نقص یا خروج از مرکز دندانه‌ها هستند.
  • دامنه: دامنهٔ باند جانبی نشان‌دهندهٔ شدت نقص موضعی است.

از آنجا که این باندهای جانبی در اطراف یک فرکانس مش بالا متراکم می‌شوند و می‌توانند فشرده باشند، دو تکنیک به آشکارسازی آن‌ها کمک می‌کنند. تجزیه و تحلیل کپستروم یک خانوادهٔ باند جانبی با فاصله‌های منظم را در یک خط فرکانس واحد فشرده می‌کند و خواندن فاصله‌ها را آسان می‌سازد، و تحلیل پوششی بازسازی می‌کند تأثیر ضربه یک دندان آسیب‌دیده را که یک‌بار در هر دور رخ می‌دهد، از سیگنال توری مدوله.

الگوهای تشخیصی

یک دندان آسیب‌دیده: پاس‌باندهای قوی در فاصله‌ی HTF پیرامون GMF؛ HTF برابر با سرعت شفت چرخ‌دنده‌ای است که دندانه‌ی آسیب‌دیده را حمل می‌کند؛ یک ضربه در هر دور آن چرخ‌دنده؛ شکل موج زمانی نشان‌دهنده یک پالس دوره‌ای واضح است.

نامتقارن بودن دنده: پاس‌باندهای فرکانس بالا که ناشی از انحراف محوری یا نصب نامرکز هستند؛ عمق درگیری دنده‌ها در هر دور یک‌بار تغییر می‌کند و دامنه میدان مغناطیسی گاوسی را مدوله می‌نماید؛ معمولاً با نصب مجدد یا جبران انحراف محوری قابل اصلاح است (رجوع کنید به گریز از مرکز).

فاصله نامساوی بین دندان‌ها: یک خطای ساخت در گام دنده که الگویی را در دمای بالا و فشار بالا (HTF) ایجاد می‌کند؛ ممکن است نیاز به تعویض دنده داشته باشد، یا در صورتی که در محدوده تلرانس قرار گیرد، پذیرفته شود.

۵. تشخیص عملی

شناسایی چرخ‌دنده معیوب

برای تشخیص اینکه کدام قطعه — پینیون یا چرخ‌دندهٔ اصلی — دارای نقص است:

  1. سرعت هر دو شفت را محاسبه کنید: دور موتور ورودی و خروجی.
  2. فاصلهٔ باند جانبی را اندازه بگیرید. از طیف ارتعاش.
  3. اگر فاصله‌گذاری = فرکانس شفت ورودی → عیب روی پینیون است.
  4. اگر فاصله‌گذاری = فرکانس شفت خروجی → عیب روی دنده است.
  5. نتیجه: فاصلهٔ نوار جانبی مشخص می‌کند که کدام شفت — و در نتیجه کدام چرخ‌دنده — مشکل دارد.

این دقیقاً همان نوع اندازه‌گیری است که یک تحلیلگر دوکانالهٔ قابل حمل برای آن مناسب است. با تاکوگراف نوری که داده‌ها را به زاویهٔ شفت قفل می‌کند، بالانس-1a طیف و شکل‌موج زمانی را در بدنهٔ جعبه‌دنده ضبط می‌کند تا بتوان فاصلهٔ باند جانبی را نسبت به دورهای ورودی و خروجی شناخته‌شده اندازه‌گیری کرد و تکان یک‌بار در هر دور یک دندان شکسته را در شکل‌موج تأیید نمود — همهٔ این‌ها روی ماشین در حال کار، بدون باز کردن محفظه. ماشین‌حساب فرکانس هارمونیک سپس دور موتور (RPM) اندازه‌گیری‌شده را به مقادیر هرتز دقیق برای جستجو تبدیل می‌کند.

ارزیابی شدت

  • دامنهٔ باند جانبی: دامنه‌های بالاتر نشان‌دهنده نقص موضعی شدیدتری هستند.
  • تعداد باندهای جانبی: باندهای جانبی بیشتر (مرتبه‌های بالاتر) نشان دهنده وضعیت بدتر است
  • شکل‌موج زمان: یک ضربهٔ دوره‌ای واضح، برخورد با یک دندان منفرد را تأیید می‌کند.
  • مقایسه با GMF: پاس‌دامنه‌های فراتر از ~25% در دامنه GMF نشان‌دهنده یک نقص قابل توجه هستند — یک مفید شدت نقص آستانه.

۶. ملاحظات طراحی

انتخاب شماره دندان‌ها

  • از اعداد اول استفاده کنید در صورت امکان، GCD را برابر با ۱ اجباری کنید (طراحی دندان شکار).
  • از عوامل مشترک اجتناب کنید — از ترکیب‌هایی مانند ۲۰:۶۰ (GCD = ۲۰) دوری کنید.
  • جفت‌های مثال خوب: ۱۷:۵۱، ۱۹:۵۷، ۲۳:۶۹ (تمام GCD = ۱).
  • بده بستان: این محدودیت می‌تواند نسبت‌های دندهٔ در دسترس را اندکی محدود کند.

زمانی که عدم شکار قابل قبول است

  • کاربردهای بار کم که سایش در آن‌ها حیاتی نیست.
  • مجموعه‌های دنده‌ای استاندارد که در آن‌ها نسبت دقیق اجباری است.
  • کاربردهای کوتاه‌مدت، جایی که توزیع سایش اهمیت کمتری دارد.
  • جایی که مزایای تولید بر هزینهٔ سایش غلبه می‌کنند.

۷. رابطه با فرکانس‌های دیگر تجهیزات

سلسله‌مراتب فرکانس در یک جعبه‌دنده

  • سرعت شفت‌ها: ۱× برای ورودی و خروجی — کمترین فرکانس‌ها.
  • اچ تی اف: در طراحی شکارچی برابر با سرعت شفت است، و در طراحی غیرشکارچی بالاتر است.
  • جی ام اف: تعداد دندانه‌ها × سرعت شفت — بالاترین فرکانس اولیه.
  • هارمونیک‌های GMF: 2×GMF، 3×GMF و غیره، ناشی از غیرخطیّت‌های شبکه و واکنش منفی.

استراتژی تحلیل باند جانبی

  • باندهای جانبی با فاصله‌گذاری سرعت شفت → چرخ‌دندهٔ نامتقارن یا نقص یک دندانهٔ منفرد.
  • باندهای جانبی در فاصله‌گذاری HTF (جایی که HTF ≠ سرعت شفت) → مسئله‌ای مربوط به الگوی دنده‌ای تکرارشونده.
  • بدون باندهای جانبی واضح → توزیع‌شدهٔ عمومی سایش دنده, ، یا به سادگی یک دنده سالم.

فرکانس دندان شکار، اگرچه گوشه‌ای ظریف از دینامیک دنده‌هاست، اطلاعات تشخیصی قدرتمندی ارائه می‌دهد. درک محاسبه HTF و شناسایی باندهای جانبی HTF به تحلیلگر امکان می‌دهد دقیقاً تشخیص دهد کدام دنده دچار نقص شده و آیا مشکل یک دندان آسیب‌دیده است یا وضعیتی توزیع‌شده‌تر — و بدین ترتیب تصمیمات نگهداری هدفمند و مطمئن را در عیب‌یابی گیربکس هدایت می‌کند.


← بازگشت به فهرست اصلی

واتساپ