Vibromera.com را بشناسید — وب‌سایت بین‌المللی جدید ما. از Vibromera.com بازدید کنید →

خانه ← نظریه و استانداردهای بالانس

نظریه بالانس روتور: هنجارهای ISO، کلاس‌های G، فرمول‌ها و محاسبات

هر آنچه استانداردها واقعاً می‌گویند، همراه با ریاضیات نمایش‌داده‌شده: عدم‌بالانس به زبان ساده چیست، فرمول نیروی گریز از مرکز، عدم‌بالانس استاتیک در برابر دینامیک، سرعت ارتعاش RMS، مناطق ارتعاش ISO 10816 (شامل پمپ‌ها)، کلاس‌های کیفیت بالانس ISO 1940 / ISO 21940-11 همراه با محاسبه عدم‌بالانس باقیمانده مجاز، تبدیل mm/s ↔ dB، فرکانس‌های طبیعی و تشدید — و این‌که هر یک از این‌ها روی صفحه یک دستگاه واقعی چگونه به نظر می‌رسد دستگاه بالانس میدانی.

⏱ حدود ۲۲ دقیقه مطالعه
ISO 21940-11 · ISO 10816 · ISO 1940
فرمول‌ها · جداول · مثال‌های کارشده

ترازوی قابل حمل و آنالیزور ارتعاش Balanset-1A

سنسور لرزش

سنسور نوری (تاکومتر لیزری)

Balanset-4

پایه مغناطیسی تا وزن اینسایز-۶۰ کیلوگرم

نوار شبرنگ

تعادل‌ساز دینامیک "Balanset-1A" OEM

نیرو با مجذور سرعت رشد می‌کند. F = U·ω². دور را دوبرابر کنید — چهار برابر نیروی گریز از مرکز از همان عدم‌بالانس. به همین دلیل “در دور پایین خوب بود” در دور کاری هیچ معنایی ندارد.
یک کلاس G یک تلورانس وابسته به دور است. G 6.3 به معنای “6.3 گرم” نیست. به این معناست که انحراف مرکز جرم مجاز ضربدر سرعت زاویه‌ای برابر 6.3 mm/s است — بنابراین هرچه روتور سریع‌تر، محدودیت گرمی سخت‌تر.
دو خط‌کش متفاوت. ISO 10816 قضاوت می‌کند ماشین بر حسب mm/s روی یاتاقان‌ها؛ ISO 1940/21940 روتور بر حسب g·mm عدم‌بالانس باقیمانده. یک کار خوب در هر دو مستند می‌شود.
بار وارد، عمر خارج — به توان سه. عمر یاتاقان از L ∝ (C/P)³ پیروی می‌کند. ۲۶٪ بار دینامیک اضافه از عدم‌بالانس عمر یاتاقان غلتشی را تقریباً نصف می‌کند.

۱. عدم‌بالانس روتور به زبان ساده چیست

در حالت ایده‌آل، جرم یک روتور طوری توزیع می‌شود که مرکز جرم آن دقیقاً روی محور چرخش قرار گیرد. در واقعیت هرگز کاملاً چنین نیست: تخلخل ریخته‌گری، تلورانس‌های ماشین‌کاری، تعمیرات جوش‌داده‌شده، تیغه‌های ساییده یا تعویض‌شده، کثیفی رسوب‌کرده، یک شپون نشسته در جای شپون — همه چند گرم را به یک طرف می‌برند. آن انحراف جرمی عدم تعادل.

وقتی روتور بی‌حرکت است، عدم‌بالانس نامرئی است. به‌محض چرخش، جرم منحرف‌شده مجبور می‌شود در یک دایره حرکت کند، و طبق قوانین نیوتون شفت را به بیرون می‌کشد — یک‌بار در هر دور، همیشه به سمت “نقطه سنگین”. یاتاقان‌ها یک نیروی دورانی دریافت می‌کنند؛ بدنه دقیقاً با فرکانس چرخش ارتعاش دریافت می‌کند ( مؤلفهٔ 1×). همان یک جمله بیشتر آنچه یک دستگاه بالانس انجام می‌دهد را توضیح می‌دهد: اندازه می‌گیرد که کشش یک‌بار در هر دور چقدر بزرگ است (دامنه) و نقطه سنگین به کدام سمت اشاره می‌کند (فاز).

عدم‌بالانس به‌صورت جرم ضربدر شعاع آن کمّی‌سازی می‌شود:

U = m · r
U — عدم‌بالانس [g·mm]؛ m — جرم منحرف [g]؛ r — شعاعی که در آن قرار دارد [mm]. 10 گرم در 100 میلی‌متر = 1,000 g·mm — دقیقاً به‌اندازه 20 گرم در 50 میلی‌متر مضر.

تقسیم U بر جرم روتور به‌دست می‌دهد عدم‌بالانس مخصوص e = U/M [g·mm/kg = µm] — که چیزی نیست جز فاصله بین مرکز جرم و محور چرخش. این کمیت کوچک پل ارتباطی با کلاس‌های ISO در بخش ۷: یک روتور صنعتی “به‌خوبی بالانس‌شده” معمولاً مرکز جرم آن در فاصله چند ده میکرومتر از محور.

عدم‌بالانس فقط یکی از علل ارتعاش است. لقی یاتاقان، عدم‌همراستایی شفت، ترک، شلی و تشدید نیز ماشین‌ها را می‌لرزانند — و بالانس نمی‌تواند آن‌ها را حذف کند. طبق تاریخچه پشتیبانی Vibromera، تقریباً ۹۰٪ موارد “بالانس نمی‌شود” یکی از این‌ها هستند. طیف FFT آن‌ها را از هم متمایز می‌کند: عدم‌بالانس به‌صورت یک پیک غالب هارمونیک اول ظاهر می‌شود؛ سایر عیوب امضاهای دیگری دارند — به بخش راهنمای تشخیص.

۲. نیروی گریز از مرکز ناشی از عدم‌بالانس — فرمول و اعداد کارشده

کشش دورانی که عدم‌بالانس ایجاد می‌کند نیروی گریز از مرکز معمولی است:

F = m · r · ω² = U · ω² ω = 2π·n / 60
F — نیرو [N]؛ m — جرم عدم‌بالانس [kg]؛ r — شعاع [m]؛ U — عدم‌بالانس [kg·m]؛ ω — سرعت زاویه‌ای [rad/s]؛ n — دور روتور [rpm].

بخشی که کم‌تخمین زده می‌شود مربع روی ω. یک عدم‌بالانس متوسط 100 g·mm (10 گرم در 10 میلی‌متر، یا 1 گرم در 100 میلی‌متر) را در نظر بگیرید و ببینید دور با آن چه می‌کند:

سرعت روتور ω نیروی گریز از مرکز از 100 g·mm وزن استاتیک معادل
500 rpm 52.4 rad/s 0.27 N ~28 g
1,500 rpm 157 rad/s 2.5 N ~0.25 kg
3,000 rpm 314 rad/s 9.9 N ~1 kg
6,000 rpm 628 rad/s 39.4 N تقریباً ۴ کیلوگرم
12,000 rpm 1,257 rad/s 158 N ~16 kg

یک مثال صنعتی‌تر: یک کارگاه تعمیر یک براکت چکش جدید روی طبل خردکن جوش می‌دهد و آن را ۵۰ گرم سنگین‌تر در شعاع ۲۰۰ میلی‌متر رها می‌کند — یعنی U = 10,000 g·mm. در دور کاری ۱,۵۰۰ دور بر دقیقه، یاتاقان‌های طبل اکنون نیروی دورانی اضافی F = 0.01 kg·m × 157² ≈ 246 N ≈ 25 kg — یک کیسه سیمان که ۲۵ بار در ثانیه دور شفت می‌چرخد. در 2,000 دور بر دقیقه همین اشتباه با حدود 44 کیلوگرم می‌کشد.

دو پیامد عملی مستقیماً از قانون ω² دنبال می‌شوند:

  • تلورانس‌ها با افزایش دور سخت‌تر می‌شوند. همان عدم‌بالانس باقیمانده که در یک سنگ‌شکن ۵۰۰ دور بر دقیقه بی‌ضرر است، در یک اسپیندل ۱۲,۰۰۰ دور بر دقیقه مخرب است — که دقیقاً همان چیزی است که کلاس‌های G ساخته می‌شوند؛
  • “فقط در دور کامل می‌لرزد” فیزیک مورد انتظار است، معمایی نیست: در نصف دور، نیرو یک‌چهارم است. (اگر ارتعاش می‌پرد به‌طور نامتناسب در یک باند باریک دور، این پدیده دیگری است — رزونانس.)

۳. عدم‌بالانس استاتیک در برابر دینامیک — تفاوتی که یک صفحه یا دو صفحه را تعیین می‌کند

عدم‌بالانس در دو شکل ابتدایی وجود دارد، و تفاوت آن‌ها آکادمیک نیست: تعیین می‌کند که آیا یک وزنه اصلاحی کافی است یا دو صفحه لازم است.

  • عدم تعادل استاتیک — نقطه سنگین در عمل در یک موقعیت محوری قرار دارد؛ مرکز جرم به‌صورت جانبی جابه‌جا شده است. روی تکیه‌گاه‌های آزاد، روتور متوقف خودش سمت سنگین را رو به پایین می‌غلتاند (از این رو “استاتیک” — بدون چرخاندن هم می‌توانید آن را پیدا کنید). یک وزنه در یک صفحه آن را اصلاح می‌کند (استاتیک / بالانس تک صفحه‌ای).
  • عدم‌بالانس زوج‌گشتاور/دینامیک — دو نقطه سنگین برابر در دو انتهای مخالف روتور، ۱۸۰ درجه از هم فاصله. در حالت سکون یکدیگر را خنثی می‌کنند: روتور از نظر استاتیک بالانس است و نمی‌غلتد. در چرخش هر انتها به سمت خودش می‌کشد، نیم‌دور خارج از فاز — روتور تلوتلو می‌خورد, تکیه‌گاه‌ها در فاز مخالف ارتعاش می‌کنند. این عدم تعادل زوجین قابل‌تشخیص است فقط در چرخش و قابل‌اصلاح فقط با وزنه در دو صفحه. روتورهای واقعی ترکیبی از هر دو شکل دارند، به همین دلیل روتورهای بلند در دو صفحه به‌عنوان یک محاسبه واحد بالانس می‌شوند — روش کامل در بالانس دینامیکی توضیح داده شد.
Static unbalance model: one heavy spot shifts the center of mass off the rotation axis
عدم‌بالانس استاتیک: یک نقطه سنگین — روتور در سکون به سمت آن می‌غلتد؛ یک صفحه آن را اصلاح می‌کند.
Dynamic unbalance model: heavy spots at opposite rotor ends create a couple that wobbles the rotor
عدم‌بالانس دینامیک (زوج‌گشتاور): در سکون نامرئی، در چرخش تلوتلو می‌خورد — دو صفحه لازم است.
عدم تعادل استاتیک نامیزانی دینامیکی (کوپلی)
در حالت سکون قابل تشخیص است؟ بله — روتور سمت سنگین می‌غلتد خیر — فقط در چرخش ظاهر می‌شود
ارتعاش تکیه‌گاه هر دو تکیه‌گاه هم‌فاز تکیه‌گاه‌ها خارج از فاز (روتور “تلوتلو می‌خورد”)
اصلاح ۱ وزنه، ۱ صفحه ۲ وزنه، ۲ صفحه، حل‌شده با هم
قاعده سرانگشتی Rotor width < ~1/2 of diameter (in practice 1/3) → one plane usually suffices; longer → two planes (ISO 21940-11)

۴. عدم‌بالانس با یاتاقان‌ها چه می‌کند: قانون درجه‌سوم عمر

نیروی گریز از مرکز از بخش ۲ ناپدید نمی‌شود — به‌صورت یک بار دورانی اضافی روی یاتاقان‌ها می‌نشیند، بر روی وزن و بارهای فرآیندی که یاتاقان برای آن‌ها اندازه‌گذاری شده افزوده می‌شود. عمر خستگی یاتاقان غلتشی از معادله کلاسیک درجه‌بندی پیروی می‌کند:

L₁₀ = (C / P)ᵖ × 10⁶ دور p = 3 (ساچمه‌ای) یا 10/3 (غلتکی)
C — ظرفیت بار دینامیک یاتاقان؛ P — بار دینامیک معادل واقعاً اعمال‌شده.

چون بار وارد می‌شود به توان سه (یا بدتر)، نیروهای عدم‌بالانس با ظاهر متوسط به از دست رفتن عمر چشمگیر ترجمه می‌شوند:

بار دینامیک اضافی از عدم‌بالانس عمر باقیمانده یاتاقان (ساچمه‌ای، p = 3)
+10 % ≈ 75 %
+26 % ≈ 50 %
+50 % ≈ 30 %
+۱۰۰٪ (بار دوبرابر) ≈ 12 %

در مثال خردکن بالا، ۵۰ گرم فراموش‌شده در شعاع ۲۰۰ میلی‌متر حدود ۲۵۰ نیوتون بار دورانی اضافه کرد. برای یاتاقان طبل که مثلاً تحت بار ۱ کیلونیوتون قرار دارد، این ۲۵٪+ است — عمر تقریباً با یک تعمیر شلخته نصف می‌شود. و یاتاقان‌ها تنها اولین قربانی هستند؛ همین لرزش پیچ‌ها را شل می‌کند، جوش‌ها و بدنه‌ها را ترک می‌دهد، کوپلینگ‌ها و تسمه‌ها را می‌ساید، و پرداخت ماشین‌کاری ابزار ماشین را تار می‌کند. آن زنجیره — عدم‌بالانس ← نیرو ← خستگی — دلیل این است که بالانس نگهداری است، نه زیبایی‌سازی.

عکس آن نیز درست و قابل‌اندازه‌گیری است. پس از بالانس کردن یک ماشین از مثلاً ۱۲ mm/s به ۲ mm/s، نیروی دورانی به همان نسبت شش‌برابر کاهش می‌یابد، و ریاضیات عمر یاتاقان به نفع شما عمل می‌کند. اعداد پیش/پس در گزارش دستگاه، در عمل یک پیش‌بینی عمر خدمت هستند — یکی از دلایل مستند که بالانس میدانی هزینه خودش را جبران می‌کند (به بخش راهنمای سمت کسب‌وکار همراه با محاسبه بازگشت سرمایه).

۵. سرعت ارتعاش RMS: واقعاً چه چیزی اندازه‌گیری می‌شود

ارتعاش را می‌توان با جابه‌جایی (µm)، سرعت (mm/s) یا شتاب (m/s²) توصیف کرد. استانداردهای وضعیت ماشین بر سرعت ارتعاش, زیرا محدوده فرکانس میانی مخرب را به‌طور یکنواخت‌تر می‌سنجد — و به‌طور خاص روی مقدار RMS (میانگین مربعات جذر):

v_RMS = √( 1/T · ∫ v²(t) dt ) برای یک موج سینوسی خالص: v_RMS = v_peak / √2 ≈ 0.707 · v_peak
RMS “میانگین انرژی” سیگنال روی پنجره اندازه‌گیری است — کمیتی که محدودیت‌های ISO 10816/20816 به آن اشاره می‌کنند.

چرا RMS و نه پیک؟ یک سیگنال ارتعاش واقعی یک ترکیب است: موج سینوسی هارمونیک اول عدم‌بالانس به‌علاوه هارمونیک‌ها، نویز یاتاقان و پیک‌های تصادفی. پیک‌ها بالا و پایین می‌پرند؛ RMS محتوای انرژی واقعی سیگنال را انتگرال‌گیری می‌کند و از یک اندازه‌گیری تا اندازه‌گیری دیگر به‌طور قابل‌اعتماد تکرار می‌شود — که دقیقاً همان چیزی است که برای مقایسه با یک هنجار یا یک مقدار “پیش از” نیاز دارید. (مقادیر پیک همچنان در تحلیل شوک اهمیت دارند؛ برای بالانس و ارزیابی وضعیت، RMS حاکم است.)

چگونه در عمل اندازه‌گیری می‌شود: یک شتاب‌سنج روی بدنه یاتاقان (جهت شعاعی، پایه مغناطیسی روی یک نقطه تمیز و صاف)، سیگنال انتگرال‌گیری‌شده به سرعت، محدود به باند استاندارد 10–1,000 هرتز، RMS محاسبه‌شده روی چند ده دور میانگین‌گیری‌شده. در صفحه ویبرومتر Balanset-1A سه عدد مهم را کنار هم می‌بینید: RMS کل (همه علل با هم)، مؤلفهٔ 1× (بخشی که بالانس می‌تواند حذف کند — همراه با فاز آن)، و دور در دقیقه. اگر مجموع 6 mm/s باشد اما بخش هارمونیک اول تنها 1 mm/s باشد، بالانس آن ماشین را درست نمی‌کند — چیزی غیر از عدم‌بالانس آن را می‌لرزاند.

Balanset-1A vibrometer screen: overall RMS vibration velocity, dominant 1x component and stable phase, FFT spectrum below
حالت ویبرومتر: RMS کل، مؤلفه هارمونیک اول همراه با فاز، و طیف FFT. یک پیک غالب هارمونیک اول = عدم‌بالانس — بالانس کمک می‌کند.
How RMS vibration is measured in practice: accelerometer mounted radially on the bearing support, laser tachometer aimed at the reflective mark
سمت سخت‌افزاری همان اندازه‌گیری: شتاب‌سنج شعاعی روی تکیه‌گاه یاتاقان، تاکومتر لیزری روی علامت بازتابنده — یک سنسور برای هر یاتاقان، هر دو کانال به‌طور همزمان خوانده می‌شوند.

۶. هنجارهای ارتعاش طبق ISO 10816 / 20816 — شامل پمپ‌ها

ISO 10816 (که اکنون در ISO 20816 تلفیق می‌شود) به این سؤال اپراتور پاسخ می‌دهد: “آیا این مقدار ارتعاش قابل‌قبول است؟” ماشین مونتاژشده را با سرعت ارتعاش RMS اندازه‌گیری‌شده روی قطعات غیردوار (بدنه یاتاقان‌ها) ارزیابی می‌کند و نتیجه را به چهار منطقه دسته‌بندی می‌کند:

ناحیه معنی راهنمای معمول (ماشین‌های متوسط)
وضعیت ماشین نو تا حدود ~1.4 mm/s
B قابل قبول برای عملیات طولانی مدت بدون محدودیت ۱.۴ تا ۲.۸ میلی‌متر بر ثانیه
C نامناسب برای بهره‌برداری بلندمدت — برنامه‌ریزی اصلاح 2.8 – 4.5 میلی‌متر بر ثانیه
D ارتعاشی که آسیب می‌زند — اکنون اقدام کنید بالای 4.5 mm/s

به‌طور خاص برای پمپ‌ها (ISO 10816-3 گروه ۲: ماشین‌های ۱۵ تا ۳۰۰ کیلووات، و ISO 10816-7 برای پمپ‌های روتودینامیک)، مرزهای منطقه‌ای به نوع فونداسیون بستگی دارند — صلب یا انعطاف‌پذیر:

پمپ روی… مرز منطقه A/B مرز منطقه B/C مرز ناحیه C/D
تکیه‌گاه‌های صلب (پایه بتنی گروت‌شده) ۱.۴ میلی‌متر بر ثانیه ۲.۸ میلی‌متر بر ثانیه ۴.۵ میلی‌متر بر ثانیه
تکیه‌گاه‌های انعطاف‌پذیر (قاب، تکیه‌گاه‌های فنری) ۲.۳ میلی‌متر بر ثانیه ۴.۵ میلی‌متر بر ثانیه ۷.۱ میلی‌متر بر ثانیه

ماشین‌های بزرگ‌تر (بیش از ۳۰۰ کیلووات، ISO 10816-3 گروه ۱) محدودیت‌های نسبتاً نرم‌تری دارند (2.3 / 4.5 / 7.1 mm/s صلب، 3.5 / 7.1 / 11 mm/s انعطاف‌پذیر). همیشه محدودیت خودِ سازنده ماشین را در صورت اعلام بررسی کنید — بر جدول عمومی اولویت دارد.

سه قانون میدانی که جداول را کاربردی می‌سازند، نه آکادمیک:

  • در سه جهت روی یاتاقان‌ها اندازه بگیرید در صورت امکان (افقی، عمودی، محوری) — هنجار روی بالاترین قرائت اعمال می‌شود؛
  • روند را قضاوت کنید، نه فقط مقدار مطلق. پمپی که سال‌ها با 1.8 mm/s زیسته و اکنون 3.4 mm/s نشان می‌دهد شایسته توجه است، حتی اگر هنوز “قابل‌قبول” باشد؛
  • ماشین‌آلات کشاورزی و متحرک نرم‌تر ارزیابی می‌شوند — خردکن‌ها و چمن‌زن‌ها روی قاب‌های ذاتاً انعطاف‌پذیرشان تا حدود ~7 mm/s قابل‌قبول در نظر گرفته می‌شوند؛ دنبال‌کردن اعداد رده پمپ در آن‌جا تلاش هدررفته است (جزئیات در فصل تلورانس‌ها).

۷. کلاس‌های کیفیت بالانس G — جدول ISO 1940 / ISO 21940-11

در حالی که ISO 10816 ماشین در حال کار را قضاوت می‌کند، ISO 1940-1 (جایگزین‌شده با ISO 21940-11، محتوا تقریباً بدون تغییر) خودِ روتور: چقدر عدم‌بالانس باقیمانده می‌تواند پس از بالانس باقی بماند. تلورانس به‌صورت یک کیفیت ترازو درجه G, که به‌صورت حاصل‌ضرب عدم‌بالانس مخصوص و سرعت زاویه‌ای تعریف می‌شود:

G = e_per · ω [mm/s]
e_per — عدم‌بالانس مخصوص مجاز (انحراف مرکز جرم) [mm]؛ ω — سرعت زاویه‌ای [rad/s]. حاصل‌ضرب یک سرعت است — به همین دلیل کلاس‌ها واحد mm/s دارند.

ظرافت این تعریف: یک عدد G تمام دورها را پوشش می‌دهد. روتوری که تا G 6.3 بالانس شده مرکز جرم آن به‌اندازه کافی نزدیک به محور است که سرعت ناشی از عدم‌بالانس 6.3 mm/s است — صرف‌نظر از دور آن. روتور سریع‌تر ← ω بزرگ‌تر ← انحراف مجاز e_per به‌نسبت کوچک‌تر. کلاس‌های استاندارد و کاربردهای متعارف آن‌ها:

نمره انواع معمول روتور (طبق ISO 21940-11)
جی ۴۰ چرخ‌های خودرو، رینگ چرخ، شفت‌های محرک وسایل نقلیه کم‌دور
G 16 شفت‌های کاردان/محرک، روتورهای ماشین‌آلات کشاورزی، قطعات سنگ‌شکن، اجزای منفرد موتور
G 6.3 پیش‌فرض صنعتی: فن‌ها، دمنده‌ها، پمپ‌ها، موتورهای الکتریکی عمومی، قطعات ماشین، طبل‌ها، قرقره‌ها، فلایویل‌ها، سانتریفیوژها
G 2.5 توربین‌های گاز و بخار، روتورهای صلب توربوژنراتور، درایوهای ابزار ماشین، موتورهای الکتریکی متوسط/بزرگ با الزامات خاص
G 1 درایوهای ماشین سنگ‌زنی، درایوهای ضبط‌صوت و گرام‌افون، آرمیچرهای دقیق کوچک
G 0.4 اسپیندل‌های سنگ‌زنی دقیق، ژیروسکوپ‌ها

معنای فیزیکی کلاس را راحت‌تر می‌توان از طریق e_per احساس کرد. در 3,000 دور بر دقیقه (ω = 314 rad/s)، کلاس G 6.3 اجازه e_per = 6.3 / 314 = می‌دهد 0.02 mm = 20 µm: مرکز جرم یک روتور “به‌طور عادی بالانس‌شده” ۳,۰۰۰ دور بر دقیقه در فاصله دو صدم میلی‌متری از محور آن قرار دارد. G 1 در همان دور فقط 3 میکرومتر مجاز می‌داند. به همین دلیل ابزارآلات بالانس، ماندرل‌ها و حتی موقعیت علامت تاکومتر با چنین دقتی مدیریت می‌شوند — در این انحرافات، همه‌چیز اهمیت دارد.

۸. عدم‌بالانس باقیمانده مجاز: محاسبه ISO 1940، گام‌به‌گام

سؤال عملی که هر کار با آن پایان می‌یابد: “چند گرم-میلی‌متر می‌تواند باقی بماند؟” از تعریف کلاس، یک فرمول به آن پاسخ می‌دهد:

U_per = 9549 · G · M / n [g·mm]
G — کلاس [mm/s]؛ M — جرم روتور [کیلوگرم]؛ n — دور کاری [دور بر دقیقه]. ثابت 9549 = 1000 × 60/2π واحدها را تبدیل می‌کند. برای بالانس دو‌صفحه‌ای نتیجه بین صفحات تقسیم می‌شود — معمولاً ۵۰/۵۰ برای روتورهای متقارن.
  1. کلاس را انتخاب کنید

    از جدول کاربرد ISO 21940-11 بالا — مثلاً یک پروانه فن صنعتی → G 6.3.

  2. جرم و دور کاری را وارد کنید

    روتور فن M = 80 کیلوگرم، n = 3,000 دور بر دقیقه: U_per = 9549 × 6.3 × 80 / 3000 = ≈ 1,604 g·mm کل.

  3. تقسیم بین صفحات اصلاح

    روتور متقارن، دو صفحه → ≈ 802 g·mm برای هر صفحه. (همان روتور اگر تا کلاس کشاورزی G 16 بالانس شود ≈ 2,037 g·mm برای هر صفحه مجاز است — کلاس‌ها به‌صورت خطی مقیاس می‌شوند.)

  4. به گرم در شعاع خودتان تبدیل کنید

    شعاع اصلاح ۲۵۰ میلی‌متر → نقطه سنگین باقیمانده باید زیر 802 / 250 ≈ باشد 3.2 g برای هر صفحه. این عددی است که باید با آنچه دستگاه پس از اجرای تریم گزارش می‌دهد مقایسه شود.

نیازی نیست این کار را دستی روی ماشین انجام دهید: همان ماشین‌حساب در نرم‌افزار Balanset تعبیه شده است — جرم، دور و کلاس را وارد کنید، و تلورانس کنار عدم‌بالانس باقیمانده اندازه‌گیری‌شده در پنجره نتایج ظاهر می‌شود. نسخه آنلاین رایگان این‌جاست: ماشین‌حساب عدم‌بالانس باقیمانده ISO 21940-11.

ISO 1940 balancing tolerance calculator in the Balanset-1A software: rotor mass, RPM and G grade give permissible residual unbalance per plane
ماشین‌حساب تلورانس ISO 1940 / 21940-11 داخل نرم‌افزار Balanset-1A: جرم + دور + کلاس → g·mm مجاز برای هر صفحه.
Balanset-1A two-plane balancing results window showing correction masses, angles and achieved residual unbalance
پنجره نتایج پس از یک کار دو‌صفحه‌ای: جرم‌های اصلاحی، زوایا — و عدم‌بالانس باقیمانده به‌دست‌آمده برای مقایسه با تلورانس.

دستگاه این محاسبات را برای شما انجام می‌دهد

Balanset-1A دو کانال + فاز را اندازه‌گیری می‌کند، جرم‌های اصلاحی را با روش ضریب تأثیر محاسبه می‌کند، نتیجه را در برابر تلورانس‌های ISO 21940-11 بررسی می‌کند و گزارش را چاپ می‌کند — برای €1,975, به‌روزرسانی نرم‌افزار برای همیشه رایگان است. نظریه این صفحه دقیقاً همان چیزی است که صفحه‌های آن پیاده‌سازی می‌کنند.

۹. فرکانس طبیعی و تشدید — تله‌ای که هر بالانسر با آن روبه‌رو می‌شود

هر سازه‌ای — روتور، تکیه‌گاه‌ها، قاب، فونداسیون — دارد فرکانس‌های طبیعی: نرخ‌هایی که پس از یک ضربه “می‌خواهد” نوسان کند، تعیین‌شده توسط سفتی و جرم آن (برای ساده‌ترین مدل، f_n = (1/2π)·√(k/m)). وقتی دور روتور به یک فرکانس طبیعی نزدیک می‌شود، نیروی عدم‌بالانس یک‌بار در هر دور هم‌گام با نوسان خودِ سازه می‌رسد، و هر تلنگر به تلنگر قبلی اضافه می‌شود. این همان رزونانس: دامنه ضرب می‌شود (فقط توسط میرایی محدود می‌شود)، فاز به‌شدت نوسان می‌کند، و ریاضیات خطی که بالانس بر آن تکیه دارد فرومی‌ریزد.

چگونه تشدید خودش را در طول کار بالانس فاش می‌کند:

  • یک تغییر کوچک دور (۵۰ تا ۱۰۰ دور بر دقیقه) ارتعاش را چندبرابر تغییر می‌دهد؛
  • قرائت فاز از پایدارشدن امتناع می‌کند، یا با انحراف چند دور بر دقیقه در دور می‌پرد؛
  • پس از نصب وزنه محاسبه‌شده، ارتعاش زیاد شود — و اجرای بعدی جرم بیشتری می‌خواهد؛
  • ارتعاش بزرگ‌تر است دور می‌کند از روتور (یک نردبان، یک محافظ، یک کابین) نه از یاتاقان‌ها — یک عنصر سازه‌ای در حال تشدید است، نه روتور.
Resonance curve: vibration amplitude rises sharply as rotor speed approaches the structure's natural frequency
منحنی آموزشی از پشتیبانی: وقتی دور به فرکانس طبیعی نزدیک می‌شود، دامنه به‌شدت بالا می‌رود. بالانس درون این ناحیه غیرممکن است — سیستم در آن‌جا غیرخطی است.

چگونه با دستگاه فرکانس طبیعی را بیابیم: نمودار RunDown

سریع‌ترین روش میدانی نیازی به تجهیزات اضافی ندارد: ماشین را تا دور کاری برسانید، مکانیزم محرک را قطع کنید، و اجازه دهید دستگاه به‌طور مداوم دامنه و فاز را ثبت کند در حالی که روتور دور می‌افتد در طول کل محدوده دور. نرم‌افزار Balanset هر دو را در برابر دور رسم می‌کند (نمودار RunDown). خواندن آن یک نگاه است:

  • هر یک پیک دامنه در مسیر پایین یک فرکانس طبیعی که روتور از آن عبور کرده را نشان می‌دهد؛
  • در همان دور، مسیر فاز یک خم تیز می‌سازد (نوسان حدود ۱۸۰ درجه در طول تشدید) — تأیید کلاسیک این‌که این یک تشدید واقعی است، نه یک اثر بار؛
  • آن دره‌های آرام بین پیک‌ها دورهای امن بالانس شما هستند.
Balanset-1A RunDown coast-down chart: amplitude and phase versus RPM, peaks with phase bends mark resonance zones
RunDown در نرم‌افزار Balanset-1A: دامنه (بالا) و فاز (پایین) در برابر دور در طول کاهش دور. پیک‌ها + خم‌های فاز = فرکانس‌های طبیعی.
Annotated RunDown chart from a real job: resonance zones crossed out, safe balancing speed marked between them
نمودار RunDown حاشیه‌نویسی‌شده یک کار واقعی: نواحی تشدید خط‌خورده‌اند، دور بالانس در پنجره آرام بین آن‌ها انتخاب شده. این دستگاه دقیقاً از 23.3 به 0.9 mm/s رسید همین‌که دور از تشدید دور شد.

با این دانش چه کار کنیم:

  1. بیرون از مناطق تشدید بالانس کنید — معمولاً به‌وضوح زیر پیک اول یا در یک دره بین پیک‌ها. تجربه خردکن: بالانس اولیه در 600–900 دور بر دقیقه، سپس تأیید در دور کاری؛
  2. هر اجرای یک سری را در همان دور نگه دارید (±100 دور بر دقیقه) — نزدیک یک تشدید حتی ۲ تا ۳ دور بر دقیقه انحراف، دامنه و فاز را به‌طور محسوسی جابه‌جا می‌کند؛
  3. برای ریگ‌های آزمایشی و استندهای خودساز, هندسه را عمداً طراحی کنید: یک استند نرم (زیر تشدید) می‌خواهد فرکانس طبیعی آن ۲ تا ۳ برابر زیر دور بالانس — تکیه‌گاه‌های فنری که به‌طور محسوس با دست تکان می‌خورند دقیقاً همین را تحقق می‌بخشند؛
  4. اگر دور کاری خودش روی یک تشدید بنشیند, بالانس یک تسکین‌دهنده است — راه‌حل واقعی تغییر سفتی یا جرم است (مهاربندی قاب، تکیه‌گاه‌های متفاوت) تا فرکانس طبیعی را دور کند.

۱۰. تبدیل mm/s به dB (سطح سرعت ارتعاش)

داده‌های ارتعاش گاهی بر حسب دسی‌بل می‌رسند — استانداردهای قدیمی اروپای شرقی، برخی آنالایزرها و گزارش‌های ارتعاش ساختمان از مقیاس لگاریتمی استفاده می‌کنند. این تبدیل یک تعریف است، نه یک اندازه‌گیری:

L_v = 20 · log₁₀ ( v / v₀ ) [dB] v₀ = 5·10⁻⁸ m/s
v — سرعت RMS اندازه‌گیری‌شده؛ v₀ — سرعت مرجع. 5·10⁻⁸ m/s مرجعی است که در عمل تشخیص ارتعاش استفاده می‌شود (سنت GOST/ISO قدیمی)؛ ISO 1683 نیز برای برخی کاربردهای آکوستیک 10⁻⁹ m/s را فهرست می‌کند — همیشه هنگام ذکر dB مرجع را بیان کنید.

تبدیل‌های کاربردی در مرجع رایج v₀ = 5·10⁻⁸ m/s:

سرعت RMS سطح جایی که با آن روبه‌رو می‌شوید
0.5 mm/s ۸۰ دسی‌بل عالی برای ماشین کوچک
۱.۰ میلی‌متر بر ثانیه 86 dB منطقه A، وضعیت خوب
۲.۸ میلی‌متر بر ثانیه 95 dB ناحیه مرزی A/B ← B/C
۴.۵ میلی‌متر بر ثانیه 99 dB مرز منطقه C/D (ماشین‌های متوسط)
۷.۱ میلی‌متر بر ثانیه 103 dB مرز C/D تکیه‌گاه انعطاف‌پذیر
10 mm/s 106 dB شدید — قلمرو آسیب

دو قانون سرانگشتی مقیاس را ملموس می‌کنند: +6 dB = دوبرابر سرعت, +20 dB = ده برابر سرعت. بنابراین ماشینی که پس از بالانس از 99 dB به 86 dB رسید، ارتعاشش حدود 4.5 برابر کاهش یافت — مقیاس لگاریتمی بهبودهای بزرگ را به اعداد نسبتاً کوچک فشرده می‌کند، دقیقاً همین است که چرا گزارش‌های خدماتی برای مشتریان بر حسب mm/s واضح‌تر هستند.

۱۱. پرسش‌های متداول

عدم‌بالانس روتور به زبان ساده چیست؟

عدم‌بالانس به این معناست که مرکز جرم روتور دقیقاً روی محور چرخش آن قرار ندارد — جرم اضافی روی یک طرف نشسته است. در حالت سکون نامرئی است؛ در چرخش، جرم منحرف‌شده شفت را یک‌بار در هر دور به بیرون می‌کشد و یک نیروی گریز از مرکز دورانی ایجاد می‌کند که ماشین را دقیقاً با فرکانس چرخش می‌لرزاند (مؤلفه هارمونیک اول). به‌صورت جرم × شعاع (g·mm) اندازه‌گیری می‌شود و با افزودن یا حذف وزنه اصلاح می‌شود.

فرمول نیروی گریز از مرکز ناشی از عدم‌بالانس چیست؟

F = m·r·ω² = U·ω²، که در آن U = m·r عدم‌بالانس و ω = 2πn/60 سرعت زاویه‌ای است. نیرو با مجذور دور رشد می‌کند: 100 g·mm در 3,000 دور بر دقیقه حدود 1 کیلوگرم نیروی دورانی تولید می‌کند اما در 12,000 دور بر دقیقه حدود 16 کیلوگرم. این قانون درجه دو دلیل این است که تلورانس‌های بالانس با افزایش دور سخت‌تر می‌شوند.

تفاوت بین بالانس استاتیک و دینامیک چیست؟

عدم‌بالانس استاتیک یک نقطه سنگین مؤثر تنها است: روتور متوقف روی تکیه‌گاه‌های آزاد سمت سنگین را رو به پایین می‌غلتاند، و یک وزنه در یک صفحه آن را اصلاح می‌کند. عدم‌بالانس دینامیک (زوج‌گشتاور) نقاط سنگین در دو انتهای مخالف، ۱۸۰ درجه از هم فاصله‌دار هستند: روتور در حالت سکون بالانس‌شده است اما در چرخش تلوتلو می‌خورد، و فقط هنگام چرخش قابل تشخیص و فقط با وزنه در دو صفحه قابل اصلاح است. روتورهای واقعی هر دو را ترکیب می‌کنند، به همین دلیل روتورهای بلند در دو صفحه به‌عنوان یک محاسبه واحد بالانس می‌شوند.

عدم‌بالانس چگونه بر عمر خدمت یاتاقان اثر می‌گذارد؟

نیروی گریز از مرکز به بار دینامیک P یاتاقان اضافه می‌شود، و عمر یاتاقان غلتشی از L₁₀ = (C/P)³ برای یاتاقان‌های ساچمه‌ای پیروی می‌کند — بار به توان سوم وارد می‌شود. تقریباً: +۱۰٪ بار ≈ −۲۵٪ عمر، +۲۶٪ ≈ −۵۰٪، دوبرابر شدن بار حدود ۱۲٪ از عمر را باقی می‌گذارد. فراتر از یاتاقان‌ها، همین نیروی دورانی اتصالات را شل، ترک‌ها را منتشر و کوپلینگ‌ها را می‌ساید.

سرعت ارتعاش RMS چیست و چگونه اندازه‌گیری می‌شود؟

سرعت ارتعاش RMS (میانگین مربعات جذر) میانگین انرژی سیگنال سرعت بر حسب mm/s است — کمیت استاندارد ISO 10816/20816. برای یک موج سینوسی خالص برابر 0.707 مقدار پیک است. با یک شتاب‌سنج روی بدنه یاتاقان (جهت شعاعی) اندازه‌گیری می‌شود، سیگنال در باند 10–1,000 هرتز به سرعت انتگرال‌گیری و روی چندین دور میانگین‌گیری می‌شود؛ دستگاه‌های دو کاناله هر دو یاتاقان را همزمان می‌خوانند و همچنین مؤلفه هارمونیک اول را که بالانس می‌تواند حذف کند جدا می‌کنند.

هنجارهای ارتعاش ISO 10816 برای پمپ‌ها چیست؟

برای پمپ‌های ۱۵ تا ۳۰۰ کیلووات (ISO 10816-3 گروه ۲)، مرزهای منطقه‌ای 1.4 / 2.8 / 4.5 mm/s RMS روی تکیه‌گاه‌های صلب و 2.3 / 4.5 / 7.1 mm/s روی تکیه‌گاه‌های انعطاف‌پذیر است — منطقه A تا مقدار اول، منطقه B تا مقدار دوم (قابل‌قبول برای بلندمدت)، منطقه C تا مقدار سوم (به‌زودی اصلاح کنید)، منطقه D بالاتر از آن (خطر آسیب). ماشین‌های بزرگ‌تر محدودیت‌های نسبتاً بالاتری دارند؛ محدودیت اعلام‌شده توسط سازنده بر جدول عمومی اولویت دارد.

کلاس‌های کیفیت بالانس G در ISO 1940 به چه معناست؟

یک کلاس G (بر حسب mm/s) برابر است با عدم‌بالانس مخصوص مجاز ضربدر سرعت زاویه‌ای: G = e_per·ω. تخصیص‌های رایج: G 40 — چرخ‌های خودرو؛ G 16 — شفت‌های کاردان و روتورهای کشاورزی؛ G 6.3 — فن‌ها، پمپ‌ها، موتورهای عمومی و طبل‌ها (پیش‌فرض صنعتی)؛ G 2.5 — توربین‌ها و ابزار ماشین؛ G 1–G 0.4 — اسپیندل‌های دقیق. چون ω در تعریف وارد می‌شود، همان کلاس با افزایش دور، g·mm کمتری را مجاز می‌شمارد.

چگونه عدم‌بالانس باقیمانده مجاز را طبق ISO 1940 محاسبه کنم؟

U_per = 9549 · G · M / n، که در آن G کلاس بر حسب mm/s، M جرم روتور بر حسب کیلوگرم و n دور بر حسب دور بر دقیقه است — نتیجه بر حسب g·mm است، تقسیم‌شده بین دو صفحه اصلاح (معمولاً ۵۰/۵۰). مثال: فن ۸۰ کیلوگرمی در ۳,۰۰۰ دور بر دقیقه، G 6.3 → 9549×6.3×80/3000 ≈ 1,604 g·mm کل ≈ 802 g·mm برای هر صفحه؛ در شعاع اصلاح ۲۵۰ میلی‌متر این حدود 3.2 گرم است. ابزار آنلاین: ماشین‌حساب ISO 21940-11 در vibromera.eu.

چگونه فرکانس طبیعی را بیابم و از تشدید هنگام بالانس اجتناب کنم؟

یک نمودار کاهش دور (RunDown) ثبت کنید: ماشین را به دور برسانید، مکانیزم محرک را قطع کنید و دامنه و فاز را در برابر دور در حال افت ثبت کنید. هر پیک دامنه که با یک خم تیز فاز همراه است، یک فرکانس طبیعی را مشخص می‌کند؛ دره‌های بین پیک‌ها دورهای ایمن برای بالانس هستند. نشانه‌های این‌که روی تشدید هستید: تغییر ۵۰ تا ۱۰۰ دور بر دقیقه شدت ارتعاش را چندبرابر می‌کند، فاز پایدار نمی‌شود، و وزنه‌های محاسبه‌شده اوضاع را بدتر می‌کنند. بیرون از این نواحی بالانس کنید، یا سفتی سازه را تغییر دهید تا تشدید را دور کند.

چگونه mm/s را به dB برای ارتعاش تبدیل کنم؟

L_v = 20·log₁₀(v/v₀) با مرجع v₀ = 5·10⁻⁸ m/s که در عمل تشخیص ارتعاش استفاده می‌شود: 1 mm/s ≈ 86 dB، 4.5 mm/s ≈ 99 dB، 10 mm/s ≈ 106 dB. به یاد داشته باشید +6 dB یعنی دوبرابر سرعت و +20 dB یعنی ده برابر؛ و همیشه مقدار مرجع را ذکر کنید، چون برخی استانداردهای آکوستیک به‌جای آن از 10⁻⁹ m/s استفاده می‌کنند.

مطالب مرتبط

واتساپ
بالانسنت-۱A · ۱۹۷۵ یورواز مهندس بپرسید